تبار خانوادگى پیامبر(ص)
از خصوصیات مهم پیامبر اسلام و دیگر انبیاء الهى اصالت خانوادگى آنان است. هیچیك از انبیاء الهى از خاندانى بدنام و فاسد و هرزه برنخاسته اند و همگى آنها به خوشنامى و كرامت اشتهار داشتند، كما اینكه بعد از تولد حضرت عیسى مردم به حضرت مریم گفتند:
«یا اخت هارون ماكان ابوك امرأ سوء و ما كانت امك بغیا:
اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت نیز بدكاره نبود.»
این سیره مستمر انبیاء و خاندان آنان بوده است كه همگى در بین مردم به پاكدامنى و كرامت نزاهت و خوشنامى مشهور بوده اند.
اما در ارتباط با توجیه این امر مى توان به دو نكته اشاره كرد:
نكته اول: مسأله نقش وراثت و اثرگذارى والدین بر فرزندان مى باشد كه از امور غیر قابل انكار است. به دیگر سخن، ظرفى كه نور مقدس انبیاء را در بر مى گیرد و محیط مادى رشد و نمو آنها را فراهم مى كند، قطعا نباید ظروفى ناپاك و آلوده باشد. در این زمینه امام على (ع) در مورد پیامبر اكرم(ص) مى فرمایند:
«اشهد ان محمدا عبده و سید عباده و كلما نسخ الله الخلق فرقتین جعله فى خیرهما، لم یسهم فیه عاهر و لاضرب فیه فاجر:
گواهى مى دهم كه محمد (ص) بنده و فرستاده او و سرور مخلوقات است. هر زمان خدا انسانها را به دو بخش تقسیم كرد، نور وجود آن حضرت را در بهترین آن دو به ودیعه نهاد. در روند پیدایش او نه هیچ آلوده دامنى را سهمى است و نه هیچ هرزه اى را شركتى.»
این كلام امام على(ع) اشاره به این مطلب دارد كه همواره نور نبوى در سلسله اصلاب و ارحام طاهر از حضرت آدم تا حضرت عبدالله (پدر پیغمبر) انتقال یافته است. مرحوم شوشترى در بهج الصباغه به نقل از اعتقادات شیخ صدوق چنین مى آورد:«در رابطه با آباء و اجداد پیامیر (ص) اعتقاد ما بر آن است كه همگى آنها از حضرت آدم تا پدر پیامبر مسلمان بوده اند.»
همچنین در روایتى از پیامبر اسلام منقول است كه حضرتشان فرمودند:
«اخرجت من نكاح و لم اخرج من سفاح من لدن آدم(ع).»
یعنى هیچ یك از آباء و اجداد و امهات پیامبر اكرم(ص) در طول تاریخ از مردان و زنان بدكاره نبودند، بلكه كرامت و پاكدامنى آنا ن همواره در بین خلق معروف و مشهور بوده است. در همین رابطه در زیارت وارث خطاب به سیدالشهداء(ع) عرض مى كنیم: «اشهد انك كنت نورا فى الاصلاب الشامخة و الارام المطهرة و لم تنجسك الجاهیة بانجاسها و لم تلبسك من مدلهمات ثیابها.»
از كلام امام على(ع) نیز معلوم مى گردد كه نیاكان پیامبر هم از حیث اعتقادات، از شرك و عقاید باطل مبرا بودند و هم از حیث پاكدامنى ، انسانهایى سالم و بدور از آلودگى هاى جنسى بودند.
و امانكته دوم در رابطه با لزو م شرافت نسب و اصالت خانوادگى انبیاء، مسأله اثرگذارى پیام انبیاء در بین انسانهاست، یعنى یكى از مسایل اثرگذار در تبلیغ انبیاء بر مردم، مسأله خو شنامى و پاكى و اصالت خاندان آنها مى باشد. زیرا سخن شخصى كه از خانواده اى بدسابقه و بدنانم برخاسته است، عموما براى مورد پذیرش واقع شدن با مشكل مواجه مى گردد. لذا انبیاء الهى همگى بر خاسته از خانواده اى اصیل، مكرم و شرافتمند بوده اند. پیامبر مكرم اسلام (ص) نیز مستثناى از این خصیصه نبودند. پیامبر از فرزندان «قصى و هاشم و عبدالمطلب» بوده و از شریف ترین عشیره عرب به شمار مى رفت به گونه اى كه بسیارى از قبایل برترى آنان را بر خود پذیرفته بودند. و شاید همین اهمیت قریش و نزدیكان پیامبر نزد عربها زمینه آن بود كه خداوند به پیامبر فرمان داد كه ابتدا اقرباء و نز دیكان خود را اندرز كند. زیرا اگر آنان دعوت اسلام را مى پذیرفتند قبایل دیگر آسان تر به اسلام متمایل مى شدند.
حضرت على(ع) به برترى و برجسته بودن عشیره و نسب رسول اكرم(ص×) اشاره كرده و مى فرمایند:
«كان رسول الله(ص)...اكرمهم (الناس) عشیرة: عشیره و قبیله پیامبر گرامى ترین قبایل بود.»
و در جاى دیگر فرموده اند:
«اكرم خلق الله حسبا: پیامبر در میان خلق خدا داراى گرامى ترین اصل و نسب بود.»
چنانچه از كتب تاریخ بر مى آید، قبیله قریش كه پیامبر از میان آنها برخاست در میان عرب شرافت و عزتى خاص را دارا بوده و معمولا با عناوین آل الله، جیران الله و سكان حرم الله مشهور بوده اند و مردم همه آنها را به عنوان بزرگ و شریف قبول داشتند.
امام على (ع) در موارد متعدد دیگرى از نیاكان پیامبر گرامى اسلام سخن به میان آورده اند و در تمامى آن موارد بر طهارت و كرامت مولد پیامبر (ص) و دامانى كه در آن بالیده اند، تاكید كرده اند. اكنون آنچه را درباره نیاكان و بنیاد پاك و مطهر آن بزرگوار، مولى(ع) گفته اند بااندكى توضیح و شرح مى آوریم:
«حتى افضت كرامة الله سبحانه و تعالى الى محمد(ص) فاخرجه ممن افضل المعادن منبتا، ئو اعز الارومات
مغرسا ، من الشجرة التى صدع منها انبیائه، و انتجب منها امناءه... و شجرته خیرالشجر، نبتت فى حرم و سبقت فى كرم، لها فروع طوال، و ثمر لاینال...»
در این خطبه اما م (ع) پس از ذكر طهارت و كرامت و نز اهت اصلابت و ارحامى كه سلسله انبیاء در آنها رشد كرده و بالیدند، مى فرماید:
«سرانجام كرامات الهى به حضرت پیامبر (ص) منتهى شد، پس او را از بهترین معدن و از ریشه دارترین و اصیل ترین خانواده ها بركشید، از درختى كه انبیاء الهى از آن متفرع و امینان الهى از آن انتخاب شدند... درخت آن حضرت بهترین درختهاست كه در حرم روئید و در كرامت بالید، درختى كه داراى شاخه هاى بلند و سر به آسمان كشیده و میوه هاى دست نیافتنى مى باشد.»
در شرح عبارت «شجرته خیر الشجر...» اینگونه آورده اند كه مراد از«شجره» حضرت ابراهیم یا هاشم و یا وجود خود حضرت پیامبر(ص) است و مراد از «حرم» مكه مى باشد و مراد از «فروع» ائمه و اهل بیت و ذریه آن حضرت هستند، و مراد از «ثمر» علوم و اخلاق آن حضرت و ائمه معصومین هستند كه دست انسان از درك حقیقت آنها كوتاه مى باشد، و هر كس نمى تواند ادعاى نیابت آن را داشته باشد و ظاهرا امام على(ع) در این جمله به غاصبین خلافت متعرض گردیده اند كه در جریان سقیفه در جواب قریش كه خود را شجره نبى مى پنداشتند، حضرت فرمودند: «احتجوا بالشجرة و اضاعوا الثمرة».
در این خطبه حضرت(ع) به اصل و نسب پاك و تبار مقدس پیامبر اكرم(ص) اشاره نموده اند .
حضرت على(ع) در خطبه دیگرى با عبارات و تعبیرات زیبا و رسا از طهارت و نزاهت اصلاب و ارحام و دامانى كه رسول اكرم(ص) در آن بالیده اند و از بنیاد پاك آن بزرگوار سخن گفته چنین فرموده اند:
«اشهد ان محمدا عبده و رسوله المقر فى خیر مستقر، المتناسخ فى اكارم الاصلاب و مطهرات الارحام، المخرج من اكرم المعادن محتدا و افضل المنابت منبتا من امنع ذورة و اعز الارومة من الشجرة التى صاغ الله منها انبیائه وانتجب منها امناءه الطیبة العود المعتدلة ،العمود الباسقة، الفروع الناضرة، الغصون الیانعة، الثمار الكریمة الحشاء، فى كرم غرست، فى حرم انبتت، و فیه تشعبت و اثمرت و عزت و امتنعت فسمت به و شمخت...:
شهادت مى دهم بر این كه محمد(ص)بنده و رسول خداست، رسولى كه اقامتگاه او بهترین جایگاه است و از كریمترین اصلاب و پاكترین ارحام خارج شده، از حیث اصالت، از گرامى ترین معدن برخاسته است و از حیث بالیدن، در برترین رویشگاهها پرورش یافته است، او در منیع ترین بلندیها و دست نیافتنى ترین درختها ریشه دارد، درختى كه انبیاء الهى از آن متفرع گردیده و امینان پاك عود و راست قامت الهى ازآن برگزیده شده اند،درختى كه شاخه هایش بلند و سر به آسمان كشیده و زیبا است و میوه هایش گرانمایه و به سر حد كمال رسیده اند. درختى كه در كرامت كاشته شده و درحرم روییده و شاخه و میوه دارد.»
میلاد پیامبر اكرم(ص)
سرانجام پس از قرنها، انتظار عالم خلقت به سر آمد و بزرگ هدایتگر انسانها پا به عرصه و جود نهاد. برترین مخلوق خدا ظاهر شد، باران «رحمة للعالمین» باریدن گرفت، چشمه رافت و هدایت فیضان كرد و نور محمدى عالم ملك و ملكوت را منور نمود. در شهرى كه شرافتش را از و لادت او دریافت كرد، چشم به جهان گشود :
«لا اقسم بهذا البلد ، و انت حل بهذا البلد:
اى پیامبر چون تو در این شهر هستى به این شهر قسم مى خورم.»
امام على(ع) در رابطه با مكان تولد پیامبر فرموده اند: «مولده بمكة»
مكه این شهر امن خدا، زادگاه آخرین سفیر الهى بر خلایق گردید. شهرى كه بواسطه دعاى ابراهیم محل امان و امن همه موجودات اعم از نبات و حیوان و انسان گردید:«و اذ قال ابراهیم رب اجعل هذا البلد آمنا»
تعبیر قرآن در آیات ابتداى سوره بلد نشان مى دهد كه مكه به خاطر اقامت پیامبر در این شهر و تولدشان درآن، شرافت یافته و مورد قسم خداوند واقع گشته است.
ولادت رسول اكرم را در عام الفیل معادل سال 570 میلادى گفته اند. روز ولادت ایشان 17 ربیع الاول بود .
امام على (ع) در خطبه اى میلاد پیامبر(ص) را اینگونه توصیف مى كنند:«كریما میلاده» پیامبرى كه براى كرامت بخشیدن به انسانها مبعوث شده و غایت بعثت او انحصار در تتمیم مكارم اخلاقى دارد، میلاد او نیز همواره با كرامت و به دور از هر دنائت و پستى بوده است.
برنامه انبیاء تكریم انسانهاست. و چون دین اسلام اتم و اكمل ادیان است و پیامبر -اكرم انبیاء- براى تتمیم كرامتها پا به عرصه وجود نهاده است، لذا در عالم وجود، میلادى كریم تر از این میلاد رخ نداده است.چ
با میلاد پیامبر(ص) حوادث شگرف و تحولات عجیبى در زمین و آسمان پدید آمد. در روایتى از امام صادق(ع) نقل شده كه ابلیس در آسمان هاى هفتگانه رفت و آمد مى كرد وقتى عیسى(ع) متولد شد ابلیس از سه آسمان محروم گردید، و در چهار آسمان دیگر آمد و شد داشت و با تولد پیامبر اكرم(ص) از رفت و آمد هفت آسمان محروم و ممنوع گردید و ستارگان آسمان، شیطان را از آسمان مى راندند.
حوادثى نیز در زمین رخ داد. از جمله آنها به لرزه درآمدن ایوان كسرى و فرو ریختن چهارده كنگره آن، خاموش شدن آتشكده فارس، خشك شدن دریاچه ساوه، سرنگون شدن بتها و اتفاقات دیگرى كه در كتب تاریخ اسلام به تفصیل بیان شده است.
دوران كودكى تا بعثت پیامبر اكرم(ص)
ازآنجاییكه دوران كودكى، دوران شكل گیرى شخصیت، منش و خصوصیات اخلاقى و رفتارى هر فردى اسات،لذا كودك در این دوران نیاز به مراقبت ویژه و تربینت صحیح و سالم دارد.
انبیاء الهى نیز از این امر مستثنى نبوده و از آن جایى كه اینان، بالاخص حضرت رسول اكرم(ص) در دستگاه خلقت براى اهداف بلندى خلقت یافته و قدم به عرصه وجود نهاده بودند، لذا تحت تربیت و مراقبت خاص الهى قرار داشته و توسط ملایكه و فرشتگان الهى مراقبت مى شدند. به این حقیقت در روایاتى تاكید شده است. امام محمد باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه «الا من ارتضى من رسول فانه یسلك من بین یدیه و من خلفه رصدا» فرموده اند:
خداوند براى پیامبرانش فرشتگانى را مى گماشت تا اعمالشان را احصاء كرده و رسالتشان را به آنها ابلاغ كنند و در رابطه با پیامبر اسلام(ص) نیز خداوند فرشته اى بلند مرتبه را از هنگام از شیر گرفته شدن پیامبر به بعد بر او متوكل كرد تا او را به سوى خوبیها و فضایل اخلاقى رهنمون ساخته و از بدیها و رذایل اخلاقى باز دارد و بارها اتفاق مى افتاد كه فرشنه مذكور در زمان جوانى و قبل از رسیدن به مقام رسالت، او را با كلام «السلام علیك یا محمد یا رسول الله» خطاب مى كرد و حضرت مى پنداشت كه این صدا از سنگ و زمین برمى خیزد، لذا تفحص و تامل مى كرد و چیزى نمى دید.»
على (ع) نیز در این باره فرموده اند:
«لقد قرن الله به(ص) من لدن ان كان فطیما اعظم ملك من ملائكة یسلك به طریق المكارم و محاسن اخلاق العالم لیله و نهاره...
هنگامى كه از شیر گرفته شد خدا بزرگترین فرشته از فرشتگانش را شب و روز همنشین او فرمود تا اینكه راههاى بزرگوارى را پیمود و خویهاى نیكوى جهان را فراهم نمود.»
و از ائمه معصومین علیهم السلام در تفسیر آیه «و كذلك اوحینا الیك روحا من امرنا ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الایمان» روایت شده است كه فرموده اند: این روحى كه خداوند در این آیه از آن نام مى برد، مخلوقى بزرگتر از جبرئیل و میكائیل است كه همراه پیامبر بوده و وى را راهنمایى نموده و راه صواب را نشانش مى داد و بعد از پیامبر نیز همراه ائمه معصومین بود.
و از آثار مراقبتهاى الهى این بود، كه حضرت رسول از سنین آغازین حیاتش موحد بود و بدون محافظه كارى، دشمنى اش را با بتها اعلام مى نمود، از گوشت حیواناتى كه در مقابل بتها و به نام بتها ذبح مى شد، تناول نمى كرد. مراقب رفتار و كردارش بود. هرگز با مردم مكه و بزمهاى شبانه و عیش و نوشهاى آنها میانه اى نداشت، مانند سایر كودكان به تفریح و لهو و لعب توجهى نمى نمود. آداب و رسوم خرافى كه میان اعراب جاهلى و به خصوص مردم مكه و قریش معمول بود، او را رنجور مى ساخت. لذا از آنها كنار مى گرفت و روى به خارج شهر مینهاد و در افكار عمیقى فرو مى رفت.
و لذا حضرت امیرالمؤمنین(ع) پیامبر اكرم(ص) را اینگونه توصیف مى كند:،
«خیر البریة طفلا و انجبها كهلا و اطهر المطهرین شیمة:
در كودكى شایسته ترین مخلوق و در سن كهولت نجیب ترین و كریمترین آنان بود، اخلاقش از همه پاكان، پاكتربود.» به هر ترتیب واضح است، براى كسى كه جهت اتمام مكارم اخلاق مبعوث شده است، لازم است خودش در مكارم اخلاق یكه آفاق باشد و لذا پیامبر اسلام در محاسن اخلاقى یگانه دوران بود، به طورى كه دشمنان نیز به كمالات و محسنات اخلاقى وى معترف بودند.
پیامبر گرامى اسلام(ص) در دوران قبل از رسالت، به صداقت و امانت و عقل و فطانت معروف و مشهور بود، او را به نام«محمد امین» مى خواندند، به صداقت و امانتش اعتماد فراوان داشتند، در بسیارى از كارها به عقل او اتكامى كردند.
آرى، تاریخ پرافتخار حیات پیامبر اكرم از كودكى تا بعثت، سراسر بر پاكى نفس و طهارت باطن، آراستگى ظاهر و عزت و كرامت حضرتش گواهى مى دهد.